حادثه یک نگاه فصل پنج ( قسمت دوم )

- سحر منتظرت بود
قلبم فرو ریخت دستم شل شد رنگم پرید به زحمت با خونسردی تصنعی گفتم:
- غلط کرد
- تا آخر جلسه چشمش به پله ها بود
شانه را برداشتم در دلم آشوبی بر پا بود
- بی خود کرد
ادامه مطلب

- سحر منتظرت بود
قلبم فرو ریخت دستم شل شد رنگم پرید به زحمت با خونسردی تصنعی گفتم:
- غلط کرد
- تا آخر جلسه چشمش به پله ها بود
شانه را برداشتم در دلم آشوبی بر پا بود
- بی خود کرد
با صدای استکانهای بهم می خورد چشم باز کردم حبیب روی ظرفهای گوشه اتاق خم شده بود
- سلام
سربرگرداند
- سلام بیدارت کردم؟
نگاهی به ساعتم انداختم به سرعت بلند شدم و گفتم:
- وای دیرم شد
بلند شدم و متکا را بر روی بقیه رختخوابها پرت کردم حبیب گفت:

سربرگرداندم و گفتم:
- این مشکل شماست که عرضه نداشتین بیشتر از یکی داشته باشین
نگاهش کردم و ادامه دادم:
- شایدم کسی بهتون پا نمیداد
- من من توجونیم صد تا مثل تو رو حریف بودم
پوزخندی زدم و گفتم
- معلومه
مادرم لب به دندان گزید و گفت:
- بسه دیگه فربد

تمام وجودم مرتعش بود.پاهایم مرا به جلو می کشید وقلبم سرشار ازشوری عطشناک بود.به آرامی از پله ها پایین رفتم.احتیاج به فرصت داشتم تا بر خودم مسلط شوم. به طبقه اول رسیده بودم. کف دستهایم می سوخت ستون فقراتم تیر می کشید نفس عمیقی کشیدم وپا بر پله گذاشتم شمردم یک دو سه چهار پنج از پاگرد پیچیدم شش هفت...
ادامه در ادامه مطلب
..................................
فصل 1 تا آخرهای 3 از مدیا فایر
فصل 1 تا آخرهای 3 از پرشین گیگ
بازم میگم اگه کسی تمایل به همکاری با ما را داره به در زمینه تایپ کتاب یا اسکن به ایمیل من یعنی hamid_zare0351h@yahoo.com یک ایمیل بزنه. روزتون خوش(حمید)

دانلود از مدیا فایر
دانلود غوغای همیشه نوشته ساناز فرجی
دانلود از پرشین گیگ
دانلود غوغای همیشه نوشته ساناز فرجی
دانلود از پارسا اسپیس

دانلود از مدیا فایر
دانلود فصل های زرد انتظار نوشته زهرا متین
دانلود از پرشین گیگ
دانلود فصل های زرد انتظار نوشته زهرا متین
دانلود از پارسا اسپیس
دوستان شاید جالب باشه که همه زحمت ها رو شبنم خانم کشیده ولی آخر رمان رو من بگذارم. اول تشکر میکنم از شبنم خانم بابت تایپ و همه زحماتی که کشیده دوم اینکه کسی دیگه پیدا میشه مشابه کار شبنم خانم رو انجام بده البته امیدوارم که ایشون بازم در کنار بچه های این وب باشن اگه کسی پیدا شد به ایمیل من hamid_zare0351h@yahoo.com ایمیل بزنه. اگه خدا بخواد سعی میکنم از اون هفته یه رمان رو هم خودم شروع کنم. خب بریم سر اصل مطلب یعنی ادامه رمان
...............................................
...همه چیز مرتب بود. به قول مادرم «نظم کسرایی!» فقط کافی بود من بخواهم و این یعنی پایان تمام بدبختی ها و مشکلات. روی نیمکت، زیر درخت نارون نشستم و چشمهایم را بستم. من می رفتم، به زودی و با یک دنیا حرف برای سوانا از مسافر همیشه در انتظار رسیدنش باز می گشتم. صدای پایی شنیدم اما نمی خواستم و یا نمی توانستم چشم باز کنم. یک نفر کنارم نشست و من هنوز نمی توانستم و یا نمی خواستم چشم باز کنم...

...............................................
دانلود از سرور مدیا فایر
دانلود کامل رمان معمای عشق نوشته نسرین سیفی
دانلود از سرور پرشین گیگ
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا سلام دوستان بازم اومدم خیلی دلم براتون تنگ شده بود اومدم با یه داستان دیه شروع کنم چطورید خوبید؟ امیدوارم منو فراموش نکرده باشید .
شب تقدير دستهايم را روي ميز كوبيدم همه ساكت شدند و به طرف من برگشتند در حاليكه لبخندي روي لبم نشسته بود گفتم: - آتش بس! من حساب مي كنم سهيل دستهايش را به هم كوبيد و با شعف گفت - دمت گرم خيلي آقايي به پيروي از او عرفان و ياشار هم شروع كردند به دست زدن. لبم را به دندان گزيدم و در حاليكه با چشم به اطراف اشاره مي كردم گفتم: - نديد بديدا ابرومون رفت |
http://www.my-love.ir