رمان

حادثه یک نگاه فصل پنج ( قسمت دوم )

حادثه یک نگاه از نسرین سیفی

- سحر منتظرت بود

قلبم فرو ریخت دستم شل شد رنگم پرید به زحمت با خونسردی تصنعی گفتم:

- غلط کرد

- تا آخر جلسه چشمش به پله ها بود

شانه را برداشتم در دلم آشوبی بر پا بود

- بی خود کرد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 14:38  توسط رامانا  | 

حادثه یک نگاه (فصل پنج( قسمت اول ))

حادثه یک نگاه از نسرین سیفی

با صدای استکانهای بهم می خورد چشم باز کردم حبیب روی ظرفهای گوشه اتاق خم شده بود

- سلام

سربرگرداند

- سلام بیدارت کردم؟

نگاهی به ساعتم انداختم به سرعت بلند شدم و گفتم:

- وای دیرم شد

بلند شدم و متکا را بر روی بقیه رختخوابها پرت کردم حبیب گفت:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 14:37  توسط رامانا  | 

رمان حادثه یک نگاه فصل چهار قسمت دوم

سلام دوستان فعلاْ رامانا نیست من دیدم چطوره از وبلاگ اونم استفاده کنم یعنی نگذارم بیکار باشه اینم ادامه داستان لطفاْ نظر فراموش نشه راستی اگه من یه موقع یادم رفت ادامه اش رو توی این وب هم بگذارم که سعی میکنم یادم نره ادامه اش رو از وب خودم بگیرید (حمید )

حادثه یک نگاه از نسرین سیفی

سربرگرداندم و گفتم:

- این مشکل شماست که عرضه نداشتین بیشتر از یکی داشته باشین

نگاهش کردم و ادامه دادم:

- شایدم کسی بهتون پا نمیداد

- من من توجونیم صد تا مثل تو رو حریف بودم

پوزخندی زدم و گفتم

- معلومه

مادرم لب به دندان گزید و گفت:

- بسه دیگه فربد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 13:40  توسط رامانا  | 

ادامه فصل 3 و اوایل فصل چهار رمان حادثه یک نگاه از نسرین سیفی

سلام من کاربر جدید وبلاگ هستم و می خوام ادامه رمان حادثه یک نگاه رو براتون بذارم امیدوارم خوشتون بیاد فقط میخوام با نظراتتون مارو دلگرم کنین مرسی موفق و مؤید باشین

 

 

حادثه یک نگاه از نسرین سیفی

تمام وجودم مرتعش بود.پاهایم مرا به جلو می کشید وقلبم سرشار ازشوری عطشناک بود.به آرامی از پله ها پایین رفتم.احتیاج به فرصت داشتم تا بر خودم مسلط شوم. به طبقه اول رسیده بودم. کف دستهایم می سوخت ستون فقراتم تیر می کشید نفس عمیقی کشیدم وپا بر پله گذاشتم شمردم یک دو سه چهار پنج از پاگرد پیچیدم شش هفت...  

 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 13:37  توسط رامانا  | 

حادثه یک نگاه نوشته نسرین سیفی تا فصل 3

سلام دوستان رمان حادثه یک نگاه رو داریم شروع میکنیم این رمان تا فصل ۳ اون تو سایت نودوهشتیا هست ادامه اون رو یاس خانم دارن تایپ میکنن تا اینجا رو فعلاْ داشته باشین تا خودشون بیان و ادامه داستان رو بگذارن گفتن تو همین یکی دو روز ادامه اش رو میگذارن پس منتظر باشین . راستی حجم این سه فصل هم کمه حدود ۵۰۰ کیلوبایت و تعداد صفحاتش ۱۶۷ . نظر فراموش نشه

..................................

فصل 1 تا آخرهای 3 از مدیا فایر

فصل 1 تا آخرهای 3 از پرشین گیگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 13:34  توسط رامانا  | 

دانلود کامل رمان غوغای همیشه نوشته ساناز فرجی

با سلام ... دوستان امروز دانلود کامل رمان غوغای همیشه نوشته ساناز فرجی رو برای دانلود گذاشتم امیدوارم از خوندن این کتاب لذت ببرید راستی این کتاب ۶۱۳ صفحه داره و حدود ۳ مگ هم حجم اونه. این کتاب توسط یکی از کاربران سایت نودوهشتیا تایپ شده.

بازم میگم اگه کسی تمایل به همکاری با ما را داره به در زمینه تایپ کتاب یا اسکن به ایمیل من یعنی hamid_zare0351h@yahoo.com  یک ایمیل بزنه. روزتون خوش(حمید)

دانلود از مدیا فایر

دانلود غوغای همیشه نوشته ساناز فرجی

دانلود از پرشین گیگ

 دانلود غوغای همیشه نوشته ساناز فرجی

دانلود از پارسا اسپیس

دانلود رمان غوغای همیشه نوشته ساناز فرجی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 15:0  توسط رامانا  | 

دانلود کامل رمان فصل های زرد انتظار نوشته زهرا متین

سلام سلام سلام ... امیدوارم حالتون خیلی خوب باشه. اینم یه کتاب جدید. دانلود فصل های زرد انتظار نوشته زهرا متین این کتاب ۳۸۴ صفحه داره و حجم اون هم حدود ۲ مگ هست . (حمید)

 دانلود از مدیا فایر

دانلود فصل های زرد انتظار نوشته زهرا متین

دانلود از پرشین گیگ

دانلود فصل های زرد انتظار نوشته زهرا متین

دانلود از پارسا اسپیس

دانلود فصل های زرد انتظار نوشته زهرا متین

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 14:59  توسط رامانا  | 

دانلود کامل رمان معمای عشق توشته نسیرین سیفی

سلام سلام سلام

دوستان شاید جالب باشه که همه زحمت ها رو شبنم خانم کشیده ولی آخر رمان رو من بگذارم. اول تشکر میکنم از شبنم خانم بابت تایپ و همه زحماتی که کشیده دوم اینکه کسی دیگه پیدا میشه مشابه کار شبنم خانم رو انجام بده البته امیدوارم که ایشون بازم در کنار بچه های این وب باشن اگه کسی پیدا شد به ایمیل من hamid_zare0351h@yahoo.com ایمیل بزنه. اگه خدا بخواد سعی میکنم از اون هفته یه رمان رو هم خودم شروع کنم. خب بریم سر اصل مطلب یعنی ادامه رمان

...............................................

...همه چیز مرتب بود. به قول مادرم «نظم کسرایی!» فقط کافی بود من بخواهم و این یعنی پایان تمام بدبختی ها و مشکلات. روی نیمکت، زیر درخت نارون نشستم و چشمهایم را بستم. من می رفتم، به زودی و با یک دنیا حرف برای سوانا از مسافر همیشه در انتظار رسیدنش باز می گشتم. صدای پایی شنیدم اما نمی خواستم و یا نمی توانستم چشم باز کنم. یک نفر کنارم نشست و من هنوز نمی توانستم و یا نمی خواستم چشم باز کنم...

عکس روی جلد کتاب با کیفیت خوب

...............................................

دانلود از سرور مدیا فایر

دانلود کامل رمان معمای عشق نوشته نسرین سیفی

دانلود از سرور پرشین گیگ

دانلود کامل رمان معمای عشق نوشته نسرین سیفی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 13:46  توسط رامانا  | 

رمان شب تقدیر

واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا سلام دوستان بازم اومدم خیلی دلم براتون تنگ شده بود اومدم با یه داستان دیه شروع کنم چطورید خوبید؟ امیدوارم منو فراموش نکرده باشید .







شب تقدير
نسرين سيفي
قسمت اول



دستهايم را روي ميز كوبيدم همه ساكت شدند و به طرف من برگشتند در حاليكه لبخندي روي لبم نشسته بود گفتم:
- آتش بس! من حساب مي كنم
سهيل دستهايش را به هم كوبيد و با شعف گفت
- دمت گرم خيلي آقايي
به پيروي از او عرفان و ياشار هم شروع كردند به دست زدن. لبم را به دندان گزيدم و در حاليكه با چشم به اطراف اشاره مي كردم گفتم:
- نديد بديدا ابرومون رفت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 23:6  توسط رامانا  | 

فروم خودم

سلام  دوستان عزیز خودم یه سایت زدم و حسابی درگیرم از این به بعد هر رمانی که میخوام بذارم اونجا می ذارم ایندفعه دیگه فروم خودمه پس منتظر شما دوستان هستم هرکسی اونجا عضو شد حتما یه پیغام بده با تشکر رامانا

 

http://www.my-love.ir

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 13:22  توسط رامانا  | 

مطالب قدیمی‌تر