رمان حادثه یک نگاه فصل چهار قسمت دوم
سلام دوستان فعلاْ رامانا نیست من دیدم چطوره از وبلاگ اونم استفاده کنم یعنی نگذارم بیکار باشه اینم ادامه داستان لطفاْ نظر فراموش نشه راستی اگه من یه موقع یادم رفت ادامه اش رو توی این وب هم بگذارم که سعی میکنم یادم نره ادامه اش رو از وب خودم بگیرید (حمید )

سربرگرداندم و گفتم:
- این مشکل شماست که عرضه نداشتین بیشتر از یکی داشته باشین
نگاهش کردم و ادامه دادم:
- شایدم کسی بهتون پا نمیداد
- من من توجونیم صد تا مثل تو رو حریف بودم
پوزخندی زدم و گفتم
- معلومه
مادرم لب به دندان گزید و گفت:
- بسه دیگه فربد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:40 توسط رامانا
|